Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

صورتی

سلام

من یک مقدار رنگها را برای دیبا زود شروع کردم و در نتیجه یاد نمی گرفت . منهم بیشتر برایش نگران می شدم. یک روز لباس زرد پوشیده بود . بهش گفتم دیبا جون بلوزت زرده .

  • دیبا بلوزت چه رنگیه ؟ زرد
  • دیبا این چه رنگیه ؟ زرد
  • دیبا بلوز زرد پوشیده.

دیگه خاطر جمع شدم که رنگ زرد را می شناسد. بعد از چند لحظه با حالت استیصال به بابا گفت : بابا بلوزم آبیه!!!! و من در آن لحظه به یاد رنجی افتادم که گالیله کشید تا ثابت کنه که زمین دور خورشید می گرده.

یک روز هم بردیمش دیزین و سوار تله کابین شد. اونجا کلی در مورد برف باهاش صحبت کردیم که سفیده و اونهم قبول کرد. فرداش توی ماشین بودیم از دیبا پرسیدم : مامانی برف چه رنگیه ؟ صورتی  . این موضوع تقریبا مربوط به آبان سال ۸۵ بود. چند روز پیش سوار یک ماشین شدم . وقتی که دیبا را از مهد گرفتم راننده آژانس پرسید : خانم دخترتون هنوز هم فکر می کنه برف صورتیه ؟ ظاهراْ اون روز که من شدیداْ مشغول سروکله زدن با دخترم بودم اون آقا هم به عوض رانندگی چهار دونگ حواسش به ما بوده.

البته بالاخره دیبا جون رنگها را به بهترین وجه ممکن یاد گرفت و وقتی که آذرماه برای پایش رشد رفته بود حتی رنگ بنفش را هم می شناخت که خانم روانشناس از استعداد بچه کلی ذوق کرده بود و لی نمی دونست که من بیچاره توی این مدت چقدر حرص خوردم.

خداحافظ بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

سحرگه ره روی در سرزمینی

همی گفت این معما با قرینی

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۳۱ - مامان ديبا و پرند

پرندی کجاست؟

سلام

دیروز دیبا دوباره حساسیتش زده بود بالا و صورتش پر از کهیر شده بود. بعدازظهر یک دکتر جدید پیدا کردم و دوان دوان با باباجون رفتیم اونجا. مطب دکتر توی خیابون انقلاب بود . قرار بود که باباجون ما رو اونجا بگذاره و با پرند برگردن خونه که پرند خیلی اذیت نشه. به محض اینکه از ماشین پیاده شدیم دیبا باز نعره زد که بابا پرندی را کجا می بری ؟ براش کلی توضیح دادیم که پرند باید بره خونه. وارد مطب دکتر شدیم . یک بچه با مامانش اومده بود . دیبا می خواست لپش را بکشه گفتم به بچه های کوچولو نباید دست بزنی . دیبا گیر داده بود که این پرندی است بالاخره موفق شدم که بهش بگم این پرند نیست . باز یاد پرند افتاده بود و می گفت پرندی کجاست ؟ خلاصه تا وقتی که نوبتمون شد کلی روضه خونی می کرد که پرند کجاست . وقتی توی خیابون قدم می زدیم چند نفر بهش خوراکی دادند. منهم یک مشکل دارم که دوست ندارم دیبا از آدمهای غریبه چیزی بگیره . اونهم بعد از اینکه میگیره فراموش نمی کنه و تا مدتها پیگیر قضیه است و هنوز هم اونقدر کوچولو هست که نمیشه این موضوع را براش توضیح داد. دیشب هم با بدبختی توانستم آدامس و شکلات اهدایی در خیابان را دور بندازم. خوشبختانه امروز صبح صورت ناز دخترم خوب شده بود.

خداحافظ بیا علی ( یاعلی )

فال حافظ امروز

بخت از دهان روز نشانم نمی دهد

دولت خبر ز راز نهانم نمی کند

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۳٠ - مامان ديبا و پرند

دستتو بده فالتو بگيرم

سلام

من این ای میل را امروز گرفتم . دوست داشتم شما هم ببینید.

فرض كنيد ظرفى پر از انواع ميوه هاى مختلف جلو شماست. ميوه مورد علاقه تان را برداريد ولى دقت كنيد! ممكن است با انتخاب اين ميوه اسرار و رموز شخصيت شما به سرعت فاش شود. در حقيقت اين تست روانشناسى به سادگى نشان مى دهد كه شخصيت افراد مختلف نسبت به انتخاب ميوه مورد علاقه شان چگونه است.
سيب
اگر سيب ميوه مورد علاقه شماست فردى افراطى هستيد كه از روى انگيزه آنى و بدون فكر قبلى كارى را انجام مى دهيد. رك گو هستيد و از مسافرت لذت مى بريد. مى توانيد خيلى خوب رهبرى يك گروه را به عهده بگيريد و كارها را پيش ببريد. اشتياق زيادى براى زندگى كردن داريد كه اين انگيزه شما از نظر اطرافيانتان بى همتاست.
پرتقال
فردى صبور و پر طاقت هستيد كه اراده تان بسيار قوى است. دوست داريد كارها را به آهستگى ولى بطور جدى انجام دهيد. خجالتى هستيد و نزد اطرافيانتان قابل اعتماديد. شريك زندگى خود را با دقت و تمام احساس قلبى تان انتخاب مى نماييد و از هر گونه مشاجره و ناسازگارى اجتناب مى كنيد.
هلو
رفتار دوستانه اى داريد. رك گو و پر حرف هستيد كه به جذابيت شما مى افزايد. رفتار ناشايست ديگران را خيلى سريع مى بخشيد و فراموش مى كنيد. براى رفاقت ارزش زيادى قائليد و رگه هايى از استقلال طلبى و بلند پروازى در شخصيت شما ديده مى شود كه باعث شده شخصى زرنگ و فعال جلوه كنيد. كمال طلب، احساساتى، صادق و با وفا هستيد. به هر حال دوست نداريد همه اميال خود را در مقابل ديگران نشان دهيد.
گلابى
اگر تمام توجه تان را به كارى معطوف كنيد مى توانيد آن را با موفقيت انجام دهيد. گاهى در انجام كارهايتان بى ثبات و متغير هستيد و مايليد كه از نتايج سعى و تلاش خود خيلى سريع مطلع شويد. از شركت در بحث هاى خوب و مفيد لذت مى بريد. بى طاقت هستيد و زود هيجان زده مى شويد. با توجه به اينكه به سرعت دوستى هاى خود را بر هم مى زنيد نگهدارى رفقا براى شما چندان ساده به نظر نمى رسد.
گيلاس
اگر گيلاس ميوه مورد علاقه شماست زندگى هميشه برايتان شيرين نيست و اغلب با فراز و نشيب هاى زندگى مواجه مى شويد. به جاى داشتن درآمد جزيى به شيوه اى براى دريافت مقدار زيادى پول فكر مى كنيد. ذهن خلاقى داريد و به دنبال فعاليت هاى خلاقانه هستيد. يك شريك زندگى صادق و باوفا محسوب مى شويد ولى ابراز احساسات برايتان كار ساده اى نيست. خانه شما در حكم پناهگاهتان است و از هيچ چيز به اندازه اينكه در كنار فاميل هاى نزديك و افراد موردعلاقه تان باشيد، لذت نمى بريد.
موز
فردى با محبت، ملايم، خونگرم و دلسوز هستيد. اغلب اوقات از كمبود اعتماد به نفس رنج مى بريد و كمى احساس ترس در شما ديده مى شود. برخى مواقع مردم از اخلاق خوب شما سوءاستفاده مى كنند. شريك زندگى خود را تحت هر شرايطى كه از نظر روحى و جسمى داشته باشيد، مى پرستيد و ارتباطات شما با ديگران در وضعيت متعادلى قرار دارد.
نارگيل
جدى، متفكر و انديشمند هستيد. اگرچه از روابط اجتماعى تان لذت مى بريد ولى در انتخاب شريك زندگى بسيار سخت گير هستيد. در كارهايتان سرسختى و سماجت داريد ولى لزوماً بى پروا نيستيد. زيركى، تيزهوشى و گوش به زنگ بودن از ديگر خصوصيات شخصيتى شماست. بايد مطمئن شويد كه در هر زمينه اى و بويژه از لحاظ شغلى در رأس امور قرار داريد. شريك زندگى شما بايد فرد باهوشى باشد. احساسات در زندگى براى شما مهم است ولى بطور حتم برايتان همه چيز نيست!
انگور سياه
بطور كلى فرد مؤدبى هستيد. به سرعت عصبانى مى شويد ولى خيلى سريع به حالت اوليه باز مى گرديد. از زيبايى در هر نوع آن لذت مى بريد. فرد محبوبى هستيد شما سرشت خونگرم و سخاوتمندى داريد. ميل زيادى براى زندگى در شما موج مى زند و از انجام هر كارى كه مى كنيم لذت مى بريد. شريك زندگيتان بايد در هيجانات شما سهيم شود و از پيشنهاداتتان لذت ببرد.
آناناس
به سرعت تصميم مى گيريد و در انجام كارهايتان سريع و چابك هستيد. تغييرات شغلى شما را نمى ترساند كه اين موضوع يكى از برترى هاى شخصيت شماست. توانايى استثنايى در سازماندهى كارهايتان داريد و از حجم زياد وظايف اطرافتان نمى هراسيد. سعى داريد در روابط خود با ديگران متكى به نفس، صادق و درستكار باشيد.
دوستان خود را خيلى سريع انتخاب نمى كنيد ولى اگر شخصى را برگزينيد تا آخر عمر با شما خواهد بود. به ندرت احساساتى مى شويد و شريك زندگيتان اغلب تحت تأثير يكرنگى شما قرار مى گيرد ولى اجازه ندهيد كه به دليل عدم توانايى شما در ابراز محبت نا اميد شود

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٩ - مامان ديبا و پرند

اصلاٌ

سلام

داشتيم مي رفتيم رشت خونه خواهرم. توي راه ديبا بدون هيچ مقدمه اي گفت : رفتيم اونجا با اسباب بازي هاي نسيم ( دختر خاله  ديبا ) دست نمي زنم اصلاٌ . ما هم كلي خوشحال شديم كه بچه مون عاقل شده. شب يك لحظه رفتم داخل اتاق نسيم . به هيچ عنوان امكان جلو رفتن نبود. به قول خود ديبا كاملاٌ انباري درست شده بود.  وقتي هم داشتيم مي اومديم پيشنهاد كرد كه پرند را بگذاريم و سپهر ( پسر خاله ديبا ) را باخودمون بياريم. نكته جالب اينكه سپهر فقط ۲ ماه از پرند بزرگتر است و دخترم فكر مي كرد اگر سپهر بياد ديگه هيچ رقيبي نخواهد داشت.  

خداحافظ بيا علي ( يا علي )

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٩ - مامان ديبا و پرند

عدس پلو

سلام

دختر من از بين تمام غذاهاي دنيا فقط عدس پلو رو مي شناسه. از وقتي كه به كلاس بالاتر رفت ديگه برايش غذا نمي ذارم و در نتيجه بايد غذاي مهد را بخوره . من هم به شدت روي اين موضوع حساس بودم كه ايا غذا به اندازه كافي با كيفيت و مقوي هست يا نه . هفته اول هر روز كه پرسيدم غذا چي خوردي گفت پلو كرفس !!! 

 از هفته دوم  به بعد هر روز عدس پلو مي خورد. من يك روز خانم آشپز مهد را ديديم و پرسيدم امروز ناهار چي به بچه ها ميدين ؟ گفت : عدس پلو !!!! من با تعجب گفتم آخه ديروز هم كه عدس پلو بود. گفت : نه ديروز شويد پلو داشتيم.

چهارشنبه رفته بودم به پرند سر بزنم. مربي ديبا اومد و در حاليكه يك ظرف ماكاروني دستش بود به من گفت آگه ميل داري برايت بياورم و من تشكر كردم. مربيشون رفت توي كلاس از بچه ها پرسيد : ناهار چي داريم ؟ - ماكاروني.

ديبا ناهار چي داريم ؟ - ماكاروني

عصر رفتي خونه به مامان ميگي ناهار چي خوردي ؟ - ماكاروني

عصر توي ماشين به محض اينكه ديبا سوار شد پرسيدم ناهار چي خوردي ؟ - عدس پلو !!!!!!!

فكر مي كنم حساسيت من را فهميده و حسابي سر كارم ميگذاره.

خداحافظ بياعلي ( يا علي )

فال حافظ امروز

چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

ور آشتي طلبم با سر عتاب رود

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٩ - مامان ديبا و پرند

نماز

سلام

نماز مغربو امشب به نام عشق برپا كن

خداحافظ بياعلي ( ياعلي )

فال حافظ امروز

ديريست كه دلدار پيامي نفرستاد

ننوشت سلامي و كلامي نفرستاد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٦ - مامان ديبا و پرند

حرف حساب جواب نداره

سلام

ما یک مشکل داریم. دخترمون هنوز داخل پوشک پی پی می کند و منطقش هم این است که چون پرند پوشک داره منهو خوب آره باید پوشک داشته باشم. چند روز پیش پوشکش تمام شد و من هم بهش گزارش دادم که پوشکت تمام شده و باید بروی دستشویی. یک مقدار که گذشت رفت و داخل کمد را بررسی کرد و گفت که می توانی برایم از پوشکهای پرند استفاده کنی . منهم حسابی خیط شدم. وقتی که باباجون اومد بعد از چند لحظه گفت باباجون بریم یک دور بزنیم. بابا گفت بیرون چکار داری. ما تازه اومدیم خونه . دیبا بهش گفت بریم یک دور بزنیم بعد هم برای من پوشک بگیریم. حسابی خیط شدیم و به حرفش گوش دادیم و رفتیم دوباره برایش پوشک گرفتیم.

خداحافظ بیاعلی ( یا علی )

آن یار کزو خانه ما جای پری بود

سرتا قدمش چون پری از عیب بری بود

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٥ - مامان ديبا و پرند

 

يك عكس خانوادگي

از راست به چپ :گانگالو - ديبا - پرند

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٤ - مامان ديبا و پرند

 

اين عكس ديبا روي جلد مجله راه زندگي فروردين ماه چاپ شده بود.

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٤ - مامان ديبا و پرند

حماقت

سلام

بالاخره عكس هاي بچه ها را چاپ كرديم . پرند از وقتي كه دنيا اومد يك دونه عكس چاپ شده نداشت. وقتي عكس ها را گرفتم يك قاب هم گرفتم كه يكي از عكسهاي پرند را داخلش بگذارم. ديبا كه اون را ديد پرسيد براي چي گرفتي ؟ گفتم مي خواهم عكس پرند را قاب كنم. بچه ام كاملا قاطي كرد. رفت داخل اتاقش و بيرون نيومد تا اينمه باباجون اومد . قاب را به بابا نشون دادم و گفتم مي خواهيم عكس ديبا را قاب كنيم. ديبا گفت : نه عكس پرند را بگذار . من هم سريع يكي از عكس هاي خوب ديبا را داخلش گذاشتم . كلي حالش خوب شد.  اما پرند هنوز هم عكس قاب شده نداره

اين روزها پرند را داخل روروئك مي گذارم . حسابي خوشش اومده اما مدت كوتاهي مي تونه اونجا بمونه چون ديبا هم به شدت ابراز علاقه مي كنه كه برود اون تو .

طوفان شديد ديشب كلي دخترم را وحشت زده كرده بود. به ويژه كه بابايي رفت داخل حياط كه صندليها را جابه جا كند و اين دختر مي ترسيد كه نكنه طوفان بلايي سر بابا بياورد. اما در نهايت فكر كرد كه بابا يك چيزي تو مايه هاي سوپر من و اين چيزها است كه توي باد و بارون و طوفان مي تونه بره و همه چيز را سرو سامان بده.

خداحافظ بياعلي  ( يا علي )

سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد

آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٤ - مامان ديبا و پرند

نفس

سلام

ديبا به خلال دندون ميگفت : نفس . بعد از اينكه كلي باهاش كار كردم گفت : خاله دندون!!!

دخترم به كابلهاي برق مشكي ميگه : طولاني!!!!!

صبح از خواب بلند شده بود حسابي عصباني بود. براش خوندم روزگار روزگار طلاي روزگاري . سرم داد زد طلاي روزگار نخون پرندي بلند شو بخون !!!!!۱

ديروز رفته بوديم روي بالكن تا لباسها را پهن كنيم. بچه يكي از همسايه ها صداشو بلند كرده بود و مي گفت : گ...گ...گ... ديبا هم از اين ظرف مي گفت : د.....د...د... باز دوباره بچه از اونطرف صدا مي كرد. هرچه به ديبا مي گفتم ماماني تو بزرگ شدي اين صداها چيه بلند بلند مي خنديد. حسابي ياد كوچولوييهاش افتاده بود.

خداحافظ بياعلي( يا علي )

فال حافظ امروز

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم

فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢٢ - مامان ديبا و پرند

پارك نياوران

اينجوري نگام نكن

جمعه ۷ ارديبهشت ۱۳۸۶ - پارك نياوران 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٩ - مامان ديبا و پرند

آموزش

سلام

يك سيستم آموزشي به نام تراشه هاي الماس گرفتم كه ادعا كرده با استفاده از اون بچه مي تونه بخونه . ديروز اولين كارت را به ديبا نشون دادم كه مامان بود. داشت بازي مي كرد كه كارت را بهش نشون دادم و گفتم ديبا اينجا نوشته مامان . كارت را از من گرفت خنديد گفت نوشته تو ؟ گفتم آره . كارت را بوسيد و گفت دوستت دارم. حسابي حالي به حالي شدم و حسابي بوسيدمش.

هر روز وقتي نزديك خونه مي رسيم پول در مي آورم و به ديبا مي دهم و ميگم بده به آقاي راننده اونهم بدون استثنا به راننده ميگه بگير!!!!! هزار بار هم بهش تاكيد كردم كه بايد بگويي بفرمايين . معمولاٌ چون پول خرد ندارم راننده بايد مابقي پول را به ما برگردونه. چند روز پيش ديبا قبل از اينكه پول را بده به راننده گفت پول داري به من بدهي ؟ راننده هم خنديد و بهش مابقي پول را داد. ديروز پول خرد داشتم و همان مبلغ مورد نظر را بهش داد وقتي پول را به راننده داد برگشت و بهش گفت به من پول بده !!!!! من فقط نفهميدم چطوري ديبا را از ماشين كشيدم بيرون.

خداحافظ بياعلي( ياعلي ) 

فال حافظ امروز

گفتم كي ام دهان و لبت كامران كنند

گفتا به چشم هرچه تو گويي چنان كنند

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٩ - مامان ديبا و پرند

هاكوپيان

سلام

امروز در مسير مهد كودك ديبا به يك تابلو اشاره كرد و گفت : مامان اينجا نوشته آكوپيان (هاكوپيان ) جالب بود دقيقا تابلوي هاكوپيان توي ASP بود.

خداحافظ بياعلي(ياعلي)

فال حافظ امروز

خوش است خلوت اگر يار يار من باشد

نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱۸ - مامان ديبا و پرند

اخراجیها

سلام

امروز صبح دیبا با خودش می خوند : ایول ایول پرندی رو ایول . فیلم اخراجیها به بچه ما هم رسید.

خداحافظ بیاعلی( یا علی ) 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٧ - مامان ديبا و پرند

كارت سوخت

سلام

ما هنوز براي ماشين باباجون كارت سوخت نگرفتيم . ديروز توي خيابون مي رفتيم از جلوي يك بانك رد شديم . ديبا گفت : مامان كارت سوخت را بايد بزنيم توي دستگاه بانك ملت و بعد دربياريم. بچه ام حسابي درگير شده.

ديشب از من مي پرسيد : مامان حسين و اگلفضل (ابوالفضل ) كجا رفتند ؟ 

گنجشكها هم دوباره برگشتند و همچنان به كتابهاي باباجون نوك مي زنند. شنيدم اين دوستاي خيالي در واقع فرشته هاي نگهبان بچه ها هستند كه توي سنين كودكي بچه ها توانايي ديدنشون را دارند.

خداحافظ بياعلي ( يا علي )

فال حافظ امروز

دل ما به دور رويت زچمن فراغ دارد

كه چو سرو پايبند است و چو لاله داغ دارد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٧ - مامان ديبا و پرند

بالشت

سلام

صبح دیبا بد خواب شده بود. اومد توی رختخواب پرند دراز کشید. بعد از چند لحظه به من گفت مامان این بالشت برایم تنگ شده است!!!!!! ( یه چیزی تو مایه های برایم کوچیک شده و اینا )

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٦ - مامان ديبا و پرند

حال گيری

سلام

در راستای گیس و گیس کشی دخترها دیروز دیبا توی مهد به هرکس می رسید می گفت پرند موهای منو کشید و باباجونی گفته حالشو می گیره !!!!!!!البته باباجونی هم با ۵ دقیقه بوس مداوم حال پرند را حسابی گرفت.

خداحافظ بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش

دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٦ - مامان ديبا و پرند

انتقام

سلام

مدتهاست كه ديبا تستهاي متعددي از قبيل اندازه گيري عمق چشم به وسيله انگشت !!!! سنجش ميزان سفتي لپ به وسيله دندان ، بررسي وجود جرم در گوش با استفاده از انگشت ، ميزان انعطاف پذيري شكم و تحمل وزن با استفاده از خوابيدن كامل روي شكم را بر روي پرند انجام مي داد . پرند هم گاهي با خنده و گاهي با نعره ديبا را همراهي مي كرد. ديشب كه ديبا كنار پرند دراز كشيده و داشت شيركاكائو مي خورد پرند از فرصت استفاده كرد و موهاي ديبا را كشيد . فكر كردم هنوز ۵/۴ ماهه است احتمالاً اگر يك ساله شود ديبا را قورت مي دهد.

خداحافظ

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٥ - مامان ديبا و پرند

شعرهاي جديد

سلام

روزهاي ۴ شنبه عمو بهرام مياد مهد و هر هفته يك شعر تازه به بچه ها ياد ميده.من هر هفته كه از ديبا مي پرسم شعر تازه چي ياد گرفتي ؟ جواب ميده : ديم بالا بالام بام

امروز مربي ديبا به من گفت ديدي چه شعر قشنگي ديبا خوند ؟ گفتم مگه ديبا شعر هم ياد گرفته ؟ مربيشون دفتر ديبا را به من نشون داد و گفت تا حالا ۳ تا شعر ياد گرفته و خيلي هم خوب مي خونه خيلي برام جالب بود. قرار گذاشتيم دفتر را برايم بگذاره تا با ديبا در طول هفته كار كنم.

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٥ - مامان ديبا و پرند

جملات قصار

سلام

امروز چند تا جمله كليدي را معرفي مي كنم كه به تكرار توسط ديبا استفاده مي شه .

۱- مامان منو ولش كن ( معني و مفهوم آن اين است كه مامان بگذار هر كار مي خواهم انجام بدهم و اينقدر از پشت منو نگير )

۲- اگه من بگذاري زمين خستگيم مي ره ( اين جمله شبها و قتي كه مي گذارم روي پاهام تا بخوابه استفاده مي شه و معني و مفهوم آن اين است كه اگه منو بگذاري زمين خواب از سرم مي پره )

۳- چقدر منو اذيت مي كني از دست تو چكار كنم  ( وقتي كه شبها بايد دارو بخوره و دندوناشو مسواك بزنه)  

خداحافظ بيا علي ( يا علي )

فال حافظ امروز

ببرد از من قرار و طاقت و هوش

بت سنگين دل سيمين بناگوش

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱٥ - مامان ديبا و پرند

دوتا پرندی

امروز صبح دیبا می گفت مامان میشه یک پرند دیگه هم برام بیاری تا دو تا پرند داشته باشم؟ گفتم مامانی توی اتاقت جا نداریم یک طرف تخت تو یک طرف هم پرندی پس نی نی رو چکار کنیم ؟ گفت اشکالی نداره اون پرندی رو من می برم روی تخت خودم.

 تا مجالي كه برايم باقيست
باز هم همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه در آن آخر وقت
به زباني ساده
            شعر تدريس كنند
و بگويند كه تا فردا صبح
                        خالق عشق نگهدار شما

خداحافظ بیاعلی ( یاعلی)

فال حافظ امروز

خدا را کم نشین با خرقه پوشان

رخ از رندان بی سامان مپوشان 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٩ - مامان ديبا و پرند

حسنی به مکتب نمی رفت

سلام

روز ۵ شنبه بعداز ظهر دیبا خانم لباس پوشیده و آماده اومد به ما گفت منو ببرید مهد کودک. بهش توضیح دادم مهدکودک تعطیل است گفت پس منو ببر خونه خاله زیور ( مربی کلاس قبلی ) که اونجا ماکارونی بخورم. ( تو خونه به زور غذا می خوره !!!!!!)

دیشب کنترل تلویزیون را داد به من که تلویزیون را روشن کن من می خواهم نای نای کنم. می گم اونکه روشنه . بعد از اندکی تحقیق متوجه شدیم منظورش بلند کردن صدای تلویزیون است . این مورد دوباره با باباجون هم تکرار شد.

خاله جون زنگ زده بود و با دیبا خوش و بش می کرد. از دیبا پرسید پرند خوبه ؟ دیبا جواب داد : آره خوبه . مشکلی نداره !!!!!( این اصطلاح مربیهای مهد است که در جواب سوال ما تکرار می کنند )

خداحافظ  بیا علی ( یا علی )

فال حافظ امروز

گر دست رسد در سر زلفین تو بازم

چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۸ - مامان ديبا و پرند

پارک

سلام

دیروز از طرف مهد دیبا را بردند پارک. منهم از صبح نگران بودم. در نتیجه وسط روز از شرکت زدم بیرون و رفتم پارک. دوربینم را هم بردم. لحظه ای که رسیدم نشسته بودند روی موکت و داشتند چاشت می خوردند. مدیر مهد به دیبا رسید و داشت می گفت قربونت برم کاشکی دوربینم را آورده بودم که ازت عکس بگیرم. من از این طرف برایش دست تکون دادم و دوربین را بهش دادم و اونهم از دیبا عکس گرفت . چون من پشت سر بچه ها ایستاده بودم دیبا و همکلاسیهاش منو نمی دیدند. در همین بین یکی از بچه های سال بالایی از گروهش جدا شد و دوان دوان اومد و گفت دیبا مامانت اومده . من رفتم زیر یک درخت و دیبا هرچی گشت منو ندید. عصر که رفتم دنبالش کلی از پارک برایم تعریف کرد.   خیلی خوشش اومده بود.

خداحافظ بیاعلی ( یاعلی )

فال حافظ امروز

دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی گیرد

زهر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٥ - مامان ديبا و پرند

ژوژ لب ( روژ لب )

سلام

دیروز صبح که دیبا را اماده کردم تا به مهد برود در فاصله ای که پرند را اماده می کردم دوتا بمب در اتاقش منفجر کرد یکی کمد لباسهاش بود و دیگری اسباب بازیهاش . که تمام محتویات به کف اتاق منتقل شد . در جواب مواخذه من گفت ژوژ لبمو بده بذارم توی جیبم. من طبق معمول در حالیکه سعی می کردم به شدت خودم را کنترل کنم گفتم مامانی به باباجون بگو . خوب معلومه با اون قیافه های ما دیبا کلی هم از حرف خودش خوشش اومد ولی ما به ضرب شیر کاکائو و چای نبات حواسش را پرت کردیم و بردیمش مهد. آینده اش درخشان است . چون نه من و نه خاله ها و عمه هاش توی این زمینه ها فعالیت نداشتیم.

 خداحافظ بیاعلی ( یاعلی )

فال حافظ امروز

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/٢ - مامان ديبا و پرند

عکس

سلام

امروز صبح دیبا اومده بود می گفت عکس ها را از روی کامپیوتر بردار ببریم بدیم به آقاهه تا چاق بشه ( دیروز بهش گفتم بیا عکس ها را انتخاب کنیم ببریم بدیم برامون چاپ کنن ).

خداحافظ

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱ - مامان ديبا و پرند

همينجوری

سلام

تازگیها یک اصطلاح جدید داریم که دیبا مرتب استفاده می کنه. در جواب هر چرا می گه همینجوری . چرا غذا نمی خوری ؟ همینجوری

چرا کمد لباست را می ریزی به هم ؟ همینجوری

هفته پیش رفته بود سوپر به محض ورود به فروشنده گفته بود : پرندی خوابه

این هفته هم مجدد رفته بود و باز به فروشنده گفته بود پرندی خوابه . فروشنده با تعجب از دیبا پرسیده بود پرندی از اون روز هنوز بیدار نشده ؟؟؟!!!!

دیروز فرش داخل اتاق کار را جمع کرده بود و آورده بود وسط هال . وقتی قیافه متعجب منو دید  گفت این رو آوردم  واسه اینکه هوا خوب بشه ببین چقدر هوا خوب شد. حالا من هنوز نتوانستم ارتباط بین فرش و هوا را پیدا کنم.

فال حافظ امروز

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

که به شکر پادشاهی زنظر مران گدا را

خدا حافظ بیا علی ( یا علی )

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٢/۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند