Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

اصطلاحات جديد

سلام

این روزها دیبا حسابی شیرین زبان شده و جملات و اصطلاحات جالبی به کار می بره . شبها که می خواهد بخوابد به ما می گه « روتتو به من نگاه کن » معادل فارسی اون میشه روتو به طرف من برگردون. یک فحش جالب هم داره که هر وقت عصبانی میشه میگه « پر رو - رقاص » . در مواقعی هم که یک کار جالب بکنیم و به نظرش با مزه باشه میگه : ایدر دوده که همون معادل پدر سوخته خودمون است. دیکشنری دخترم داره کم کم کامل میشه.

پرند هم به طرز عجیبی دیبا رو دوست داره . دیروز دیبا سخت با گانگالو و ستاره مشغول بازی بود . یک لحظه منو صدا زد و گفت بیا دلشو ببین . دیبا از بچگی موقع تمرکز کردن دستشو تو نافش می کرد. یک مدتی لباس زیر دکمه ای تنش کردیم تا این عادت از سرش برود. دیروز که منو صدا زد دیدم دکمه های لباس پرند را باز کرده و دستشو کرده تو ناف پرند و پرند هم کلی می خندید. کلی خنده ام گرفت ولی  سریع رفتم و پرند را نجات دادم.    

به قول دیبا : بیا علی

فال حافظ امروز:

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد

بهار عارضش خطی بخون ارغوان دارد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱۱/٢٧ - مامان ديبا و پرند

گانگالو

سلام

برای تولد دیبا یک عروسک جدید گرفتیم که خودش اسمشو گذاشته گانگالو و ما هم به همین اسم صدایش می کنیم . جالب است که دیبا تمام کارهایی که من برای پرند انجام می دهم عینا برای گانگالو انجام می دهد. چند شب پیش روی پایش گذاشته بودو برایش لالایی می خواند که بخوابد. پس از این که با شیشه بهش شیر می ده بلندش می کنه که بادگلو بزنه . تمرین خوبی است . ما برایش یک جارو برقی و یک سری لوازم پزشکی هم خریدیم اما لوازم پزشکی را تحویل نگرفت و فقط با جارو برقی و عروسک مشغول بازی شد. آینده این بچه یک مقدار نگران کننده به نظر می رسد . فکر نکنم از این بچه دکتر بیرون بیاید.

تا بعد خداحافظ و به قول دیبا بیا علی ( یا علی )

فال حافظ امروز

مژده وصل تو کو کز سرجان برخیزم

طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱۱/٢٤ - مامان ديبا و پرند

دخترمون معروف شد

چند وقت پیش از مهد به ما اطلاع دادند که عکاس مجله راه زندگی اومده مهد و از دختر ما عکس گرفته . عکسی که در وبلاگ مشاهده می کنید عکس دیباست که در مجله اول بهمن ۱۳۸۵ مجله راه زندگی چاپ شده است. من و آقای پدر هم تمام شماره های مجله را که در کیوسکهای اطراف خونه بود خریدیم و هدیه کردیم.

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱۱/٢۳ - مامان ديبا و پرند

با اجازه

سلام

دیبا تازگیها علاقه خاصی به اتاقش پیدا کرده از خواب که بلند میشه میره تو اتاقش و ما مجبوریم روزی هزاربار در بزنیم بگیم اینجا اتاق دیبا جونه ؟ اجازه هست ما بیایم تو؟ و اون هم به ما اجازه بده . وقتی هم هست دیگه دوست داره تو اتاقش بخوابه . حسابی بزرگ شده.

دیشب از من می پرسید مامان ُ نارنجی هم رنگ عشقه ؟

فال حافظ امروز:

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم.  

به قول دیبا بیا علی ( یا علی )

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱۱/٢۳ - مامان ديبا و پرند

تو خونه ديبا اينا مهمونی تولده

سلام

دیشب یک مهمانی کوچولو برای تولد دیبا گرفتم. دخترم حسابی خانم شده. با مهارت هرچه تمامتر شمعها را فوت کرد. کیک برید و به دوستاش داد. کادو به دوستاش داد و کادوهارو باز کرد. آخر شب هم که دوستاش می رفتند پستونک کیمیا را تو دهنش گذاشت و شال گردن نارگل را براش گره زد. نمی دونم از مزایای خواهر بزرگتر بودن است یا اینکه واقعاْ تو دو سالگی یکباره رشد کرده. پرند هم نهایت همکاری را با من داشت و از صبح خوابید تا من بتوانم مهمونی را به خوبی اداره کنم.

فال حافظ امروز :

هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل    

هرکو شنید گفتا لله در قائل

خداحافظ و به قول دیبا بیا علی ( یاعلی)

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱۱/۱۸ - مامان ديبا و پرند

تاثيرات پرند بر ديبا

از روزی که پرند به دنیا اومد دیبا یکباره بزرگ شد و کلی اخلاق و رفتارش تغییر کرد. مثلا ما برای پرند پستونک گرفته بودیم که وقتی گریه کرد ارام بشه اما پرند لب به پستونک نزد . یک شب که در حال تعویض پرند بودم و اونهم به شدت نعره می کشید آقای پدر دوید و رفت پستونک را آورد اما همینکه خواست به پرند بده دیبا پرید و ازدستش کشید و گذشت دهنش . پرند جیغ می کشید و من و آقای پدر قهقهه می خندیدیم دیبا هم سخت مشغول خوردن پستونک بود. راستی چند روزه که دیبا از لپش خسته شده  کسی راه حلی برای رفع این مشکل داره ؟

خداحافظ تا بعد . به قول دیبا : بیا علی (یا علی )

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱۱/۱٥ - مامان ديبا و پرند

تولد يک فرشته

سلام

من دیبا هستم. مامان به من قول داده بود که برای تولد ۲ سالگی بک وبلاگ برام درست کند که خوشبختانه به قولش عمل کرد. من و خواهرم پرند از این به بعد خاطراتمان را اینجا براتون می نویسیم. من  سال دوم  علوم پایه ( شیرخوار) هستم . اما احتمالاْ از عید به بعد باید دوره استاژری ( نوپا ) را شروع کنم . پرند هم بعد از تعطیلات نوروز به مهد ما می آید . پرند یک ماه و نیمه است . دیشب یک تولد خصوصی داشتم . خودم و مامان و بابا و پرند. تولد اصلی روز سه شنبه است. منتظر اتفاقات خوب ما باشید. فعلا خداحافظ 

این هم کلیپی که به مناسبت دومین تولد دخترم درست کردم

تولدش مبارك

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱۱/۱٢ - مامان ديبا و پرند

 

این وبلاگ متعلق به مامان ديبا و پرند می باشد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٥/۱۱/۱٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند